محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4433

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سبب اين كار ، چنان كه در روايت على بن محمد آمده اين بود كه يزيد بن وليد در ذى حجه سال صد و بيست و ششم بيمار شد ، به دو گفتند : « براى برادرت ابراهيم و و عبد العزيز بن حجاج از پى او بيعت بگير . » گويد : قدريان پيوسته او را در كار بيعت به شتاب وامىداشتند و مىگفتند : « روا نيست كه كار امت را معوق گذارى ، براى برادر خويش بيعت بگير . » عاقبت براى ابراهيم و براى عبد العزيز بن حجاج بيعت گرفت . در اين سال ، يزيد بن وليد ، يوسف بن محمد را از مدينه معزول كرد و عبد العزيز ابن عبد الله را ولايتدار آنجا كرد . محمد بن عمر گويد : به قولى يزيد بن وليد ، يوسف را ولايتدار مدينه نكرده بود بلكه او نامه اى در بارهء ولايتدارى مدينه ساخته بود كه وليد او را معزول كرد و عبد العزيز را ولايتدار كرد كه دو روز مانده از ذى قعده به آنجا رسيد . در اين سال مروان بن محمد با يزيد بن وليد مخالفت نمود و از ارمينيه سوى جزيره رفت و چنين وانمود كه خونخواه وليد بن يزيد است و چون به حران رسيد با يزيد بيعت كرد . سخن از اينكه چرا مروان بن محمد با يزيد ابن وليد مخالفت كرد و سپس بيعت كرد ؟ ابو هاشم ، مخلد بن محمد گويد : پيوسته در اردوى مروان بن محمد بودم . گويد : عبد الملك بن مروان بن محمد وقتى با عمر بن يزيد از غزاى تابستانى ، بازگشت و به حران آمد در آنجا از كشته شدن يزيد خبر يافت . در آن وقت عامل جزيره عبدة بن رباح غسانى بود از جانب وليد كه چون از كشته شدن وليد خبر يافت سوى شام رفت و عبد الملك به حران و شهرهاى جزيره تاخت و آنجا را مضبوط داشت و سليمان بن علاثه را بر آنجا گماشت و به پدر خويش كه در ارمينيه